چرا اینقدر روی گوشیش حساسه؟

گفت کادو تولد برام گوشی بخر
برای تکالیفش لازم بود و خریدم براش
فلان موفقیت و کسب کرد بهش گوشی هدیه دادم
و
همه‌چیز از همون روزی شروع شد که گوشی رو بهش دادم

بهش گفتم
تو فلان کارو بکن
فلان مدل باش
، من برات گوشی بخرم

این اولین خطای مهمه والدینه
:
شخصی کردن چیزی که باید کنترلش تا یه جایی دست والد بمونه
مامان و بابای عزیز
تو باید این و یادت نگه داری هر چیزی که وارد زندگی نوجوان می‌شه، فقط یک «وسیله» نیست،
بلکه هرچیز تازه‌ای، یه پیام ارتباطی و یک چهارچوب جدید هم با خودش میاره.
وقتی گوشی رو به‌عنوان هدیه‌ی تولد یا پاداش یک موفقیت
یا یک وسیله ی شخصی به نوجوان می‌دیم،
داریم ناخواسته این پیام رو منتقل می‌کنیم:
«این مالِ توئه. بدون شرط.»

اما هم‌زمان یسری انتظاراتم داریم:
اینکه بتونیم شیوه ی استفاده ازش و مدیریت کنیم

فقط ۲ ساعت در روز ازش استفاده کن

محتوایی که میبینی باید زیر نظر من باشه

شب‌ها هم که واضحه دیگه گوشی رو باید تحویل من بدی

اینجاست که تعارض شکل می‌گیره،
نه چون نوجوان میخواد لجبازی کنه،
چون پیام‌ها تناقض دارن باهم.
“اگه هدیه‌ست، اگه مال منه پس دیگه قانونش چیه”
اگه نمیخواستی خب نمیخریدی دیگه”
گوشی حریم شخصیه
تو داری پاداش من و از من میگیری
اینا فکراییه که تو سر نوجوانتون شکل میگیره.

در نوجوانی، مغز در حال بازتعریف سه تا مفهوم مهمه:
مالکیت، اختیار و هویت شخصی.
گوشی دقیقاً روی هر سه‌تای این‌ها دست می‌ذاره.
برای همین، وقتی چیزی به‌صورت نمادین «متعلق به من» شده،
و بعداً با محدودیت همراه می‌شه،
نوجوان اینو به‌صورت نقض احترام و بی احترامی به حریم شخصی تجربه می‌کنه، نه مراقبت.
از نگاه اون:
چیزی رو که مال خودمه، چرا باید پس بدم؟
چیزی رو که قرار نبود مال خودم باشه، برای چی بهم هدیه دادی اصلا؟

حالا از نگاه والد:
من دارم ازت محافظت می‌کنم.
تو اتفاقا باید از من تشکر کنی بابت این هدیه و قوانین هم طبیعی هستن
این دو تا تجربه، با هم همخوان نیستن.

گوشی اگر قراره وارد زندگی نوجوان بشه و قابل کنترل
بهتره:
نه نماد محبت باشه،
نه جایزه‌ی موفقیت و تیک زدنِ یه انتظاری ،
نه ابزار جبران احساس گناه والد
نه یک وسیله ی کاملا شخصی

بلکه مالکیتش باید بصورت مشروط، تدریجی و بعد از کلی گفت‌وگوی بالغانه واگذار بشه:
درباره‌ی مسئولیت‌هاش،
مرزهایی که راجع به گوشی باید رعایت کنه،
پیامدها،
تا زمانیکه اعتماد نسبی شکل بگیره و نوجوان با داشتن آزادی عمل قابل نظارت به سن و مهارتی برسه که بتونه بصورت کامل صاحب این ابزار بشه و هم ازش استفاده کنه هم مراقب خودش باشه

وقتی نوجوان بدونه:
این ابزار در ازای رشد توان تصمیم‌گیری و پاسخگویی
بهش سپرده شده
نه به‌عنوان حق مسلم،
احتمال همکاری خیلی بالاتر می‌ره،
یا حداقل ورود شما برای تعریف چهارچوب با حریم شخصیش تضاد پیدا نمیکنه

بعضی وقت‌ها،
مسئله این نیست که گوشی بخریم یا نه.
مسئله اینه که
چطور و با چه معنایی وارد دنیای نوحوان و رابطه‌ ی والد_فرزندی ما میشه.

مسیر فرزند پروری نوجوان، دقیقا مثل یه هزارتوی واقعیه، پر از گره و مسیرهای مختلفی که نتایج مختلفی هم دارن.
کارگاه هزارتو
جاییه برای باز کردن همین گره‌ها؛
این‌که بفهمیم چه قوانینی باید برای نوجوانمون بذاریم
چرا قوانین اجرایی نمیشن؟
چجوری مسئله بزرگ “گوشی” رو مدیریت کنیم.
اگه راهی رو اشتباه رفتیم
اگر کنترل اوضاع از دستومون خارج شده
جطوری دور بزنیم و بیفتیم تو مسیر یکم سر راست تر
در کارگاه های حضوری هزارتو درباره‌ی
قانون‌ها، احساسات، مرزها و باورهای والد و نوجوان به صورت
واقعی و کاربردی حرف می‌زنیم،
از دل تجربه‌های واقعی وتمرین‌های کاربردی نه نسخه‌های کلیشه‌ای.
اگر دوست داری مسیر رابطه‌ت با نوجوانت روشن‌تر بشه،
و تو مسیر تبدیل شدن به والد حامی و همزمان مقتدر گام برداری
هزارتو برای شروع انتخاب خوبیه.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به سایت مهرنوش مهدیزاده خوش آمدید